خانه
ادبیات فانتزی

سایه‌ی روباه: سفر به اساطیر ژاپن و ادبیات شرق

از این نوشته خوشتان آمد؟

سایه‌ی روباه: سفر به اساطیر ژاپن و ادبیات شرق

آرزویی که بعد از هزار سال باید برآورده شود

طومار اژدها هر هزار سال یک بار پیدا می شود و تنها یک روح فانی می تواند به درگاه اژدها دعا کند و آن اژدها آرزوی او را برآورده می کند. 

اما طومار به سه تکه تقسیم شده و در کل سرزمین پخش شده و حالا طلایه دار در انتظار ظهور است هر کس که طومار را پیدا کند و آن هزار آرزوی آن را بخواند می تواند اژدها را احضار کرده و آرزوی خود را برآورده کند

در این بین دختری به نام یومکو که در معبد بزرگ شده همراه یک شمشیر زن بی احساس به اسم تاتسومی و یک نجیب زاده ی شمشیر زن و یک رونین به همراه یک راهب وارد سفری پر مخاطره می شن

و ماموریت اونا فقط یه چیزه:

جلوی ظهور اژدهای طلایه دار رو بگیرن. 

نقد و بررسی :

خب این کتاب یه سه جلدیه که نویسنده ی این کتاب خانم جولی کاگاوا هستش من قلم ایشون رو خیلی دوست دارم و اولین مجموعه ای که از ایشون خوندم مجموعه ی رویازاد آهنین بود و جولی کاگاوا به شدت قلم خوبی داره و می تونه آدم رو مجذوب خودش کنه و سایه روباه بدون شک یکی از اون آثار خوب در حوزه ی ادبیات شرقه

خیلی از ماها با ادبیات شرق مشکل داریم(هرچند من خودم به شخصه عاشق ادبیات شرق هستم) 

و خیلی سمت کتاب هایی که در خصوص ادبیات شرق هستن نمیریم اما بذارید بهتون بگم این کتاب به معنای واقعی نظر همه رو در خصوص ادبیات شرق می تونه عوض کنه! 

اولین بار من جلد اول این مجموعه رو وقتی منتشر شد خریدم و خوندم و بعدش منتظر جلدای دیگه موندم ولی اینقدر نخریدم که دیگه مال دوستم رو قرض گرفتم و شروع به خوندنش کردم. 

با تشکر از سامیار که کتاباش رو بهم قرض داد تا کامل بخونمش 

خب خب بیایم این کتاب رو از دنیا پردازی تا شخصیت ها و روند داستان بررسی کنیم:

شخصیت پردازی :

بر خلاف نود درصد رمان های امروزی که شخصیت های اصلی و فرعی پرداخت خوبی ندارن این کتاب به معنای واقعی پرداخت فوق العاده ای داشت شخصیت های داستان مثل تیکه های پازل همدیگه رو کامل می کردن و بدون یکی از اون این پازل ناقص می موند چون خیلی از نویسنده ها وقتی می نویسن کلا اولا شخصیت های فرعی اینقدر زیادی تو حاشیه هستن که حد نداره انگار فقط یه شی تزئینی هستن و شخصیت های اصلی هم همیشه به یکیشون به قدر کافی خوب پرداخت نمی شه و انگار اون یکی هم دکوریه

ولی تو این کتاب اصلا اینجوری نبود شخصیت های اصلی و شخصیت های فرعی به بهترین نحوه همدیگه رو تکمیل می کردن و به شخصیت های همشون ما پرداخت داشتیم و این نبود که داستان همش حول شخصیت های اصلی بچرخه، و همه ی شخصیت ها باهم بودن و در کنار هم بودن

شخصیت زن اصلی داستان یعنی یومکو... به معنای واقعی یکی از شخصیت هاییه که به شدت قابل تحسینه دختری که با اراده ی محکمش جلو رفت اینکه بگم نترسید دروغه ولی کلا شخیصتش رو دوست داشتم الکی بزن بهادر نبود و الکی شجاع نبود کل احساسات رو داشت ترس عشق شجاعت همه رو در خودش داشت

شخصیت اصلی مرد هم همینطور کسی بود که اوه خدای من به معنای واقعی عالی و کاریزماتیک بود. و تاتسومی به ما نشون داد که بودن آدم درست داخل زندگی یه نفر چقدر میتونه اون رو تغییر بده تاتسومی احساس پوچی، نا امیدی، و عشق و شادی و همه رو تجربه کرد و مثل خیلی کتابا شخصیتش ددی سرد خشن نبود ( حقیقتا این قضیه می تونه کانپست خوبی باشه ولی نویسنده ها نمی تونن این رو خوب در بیارن) 

در خصوص شخصیت های فرعی که اصلا نگم براتون اوکامه سان و دایسوکه سان.... این دو تا ابد تو قلب من می مونن و با کل وجودشون به دوست هاشون کمک کردن. و ریکا سان که یه راهبه بود اونم... به طور کامل از خودش شجاعت نشون داد و به وقتایی عین یه مادر یا یه خواهر بزرگ تر بود ولی اونم واقعا قلب مهربونی داشت. 

کلا شخصیت پردازی این مجموعه از شخصیت مثبت تا منفی و شخصیت های فرعی فوق‌العاده بود نمی تونم در خصوص شخصیت های منفی خیلی چیزی بگم چون داستان اسپویل می شه

هر چند شخصیت ها گاهی اوقات توی کتاب خاکستری می شدن و من این بخش قضیه رو دوست داشتم که یه دست سیاه و سفید نبودن.

دنیا پردازی:

این کتاب از اساطیر

 و اسطوره های ژاپنی استفاده کرده که شامل یوکای ها و اُنی ها و بقیه  می شه و حضور پررنگ این اساطیر داخل داستان کاملا قابل توجهه و مثل خیلی از کتابا عنصر فرعی نیست و این موجودات و مخلوقات عنصر اصلی این داستان هستن و کاملا در کل صحنه های داستان وجود دارن و به حاشیه نمی رن و ما با انواع یوکای ها رو تو داستان می بینم و داخل پاورق های کتاب مترجم عزیز کتاب در خصوص همه شون توضیح رو نوشته و من خودم به شخصه عاشق اساطیر های ژاپنم و خوشحالم که نویسنده به خوبی حضور پر رنگ این اساطیر رو داخل کتاب نشون داده و به حاشیه نرفتن چون اخیرا در نوشته های امروزی عناصر اساطیری و افسانه ای داستان ها به حاشیه می رن. 

دنیا پردازی کتاب در زمان ژاپن کهن هستش جایی که یوکای ها و انسان ها باهم همزیستی دارن

البته خب فعلا انسانا زمین رو غارت کردن. 

دنیا پردازی کتاب به شدت عالی بود و من می تونستم تک تک توصیفات نویسنده رو به طور کامل تجسم کنم و متوجه بشم. 

فضای دارک و جادویی کتاب قشنگ خواننده رو در بر میگیره و حس می کنه که اونم همراه این شخصیت ها راهی این سفر پر از خطر شده. 

در خصوص پلات و روند داستان:

داستان حقیقتا از همون جلد اول به شدت برای من کشش خودش رو داشت و هر جلد این قضیه بیشتر می شد و جوری بود که من هی می خواستم بدونم خب بعدش چی می شه بعدش چی؟ 

خب حالا قراره چی بشه؟ این سوال از اول کتاب با من بود کلا نویسنده حسابی خوب تونسته بود کنجکاوی من رو تا آخر کتاب نگه داره و وقتی به اواخر جلد سوم رسیدم به معنا واقعی یهو شوکه شدم نویسنده یه برگی رو روی صحنه آورد که اصلا فکرش رو نمی کزدم و به معنای واقعی رکب خوردم و یه لحظه چشمام گشاد شد و با خودم گفتم نه بابا امکان ندارههههه. 

و نویسنده قشنگ تا اخرای جلد سوم این برگ رو آشکار نکرد و یهو روش کرد و من اینجوری بودم :

 Shit I didn't expect this 

و خب نمی تونم بهتون بگم که پلات چیه یا حتی در خصوص‌ش به راهنمایی کوچیک بدم خودتون باید تا آخر کتاب رو بخونین تا متوجه بشین. 

من به همه ی جلد های این کتاب امیتاز کامل دادم ولی کاش می شد به جلد آخر امتیاز بیشتر از امتیاز کامل بدم

به معنای واقعی همه باید این کتاب رو بخونم چه کسایی که طرفدار آسیای شرقی هستن چه نیستن 

و مطمئنم کسایی که طرفدار نیستن به محض خوندن این مجموعه صد درصد طرفدار این ادبیات می شن.

 

حس شما به این مطلب؟

×

واکنش شما ثبت شد!

خوشحال می‌شویم دلیل حس‌تان را در نظرات بنویسید تا نویسنده هم بداند.

نظرات (0)

اولین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

Logo
Faragoman
"

Lianhua

نویسنده فراگمان

Author
faragomancb.ir

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.

نتایج جستجو در اینجا نمایش داده خواهد شد...